نظر آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی در خصوص ادعای سید کمال حیدری
تعدادی از طلاب حوزه علمیه نجف پس از اتفاقات و اظهارات اخیر برخی در مورد مکتب حقه تشیع، در سوالی خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی خواستار پاسخ ایشان و روشن سازی اذهان شدند
به گزارش «شیعه نیوز»، تعدادی از طلاب حوزه علمیه نجف پس از اتفاقات و اظهارات اخیر برخی در مورد مکتب حقه تشیع، در سوالی خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی خواستار پاسخ ایشان و روشن سازی اذهان شدند، متن این سوال و جواب به شرح زیر است:
بسمه تعالى با سلام و تحیت
سوال: جناب آقای شاهرودی، برخی ادعا می کنند که بسیاری از احکام و میراث روایی شیعه از کعب الاحبار، یهود، نصاری و مجوس نقل شده است، نظر جنابعالی در این مورد چیست؟
جواب: بسم الله الرحمن الرحيم این کلام جز از سوی یک ناآگاه به میراث مکتب تشیع گفته نمی شود، پیش تر نیز شاهد این گونه اتهامات بی اساس از سوی برخی گمراه که با تحریک استکبار جهانی قصد ضربه زدن به وحدت امت اسلامی و برانگیختن فتنه میان مسلمانان را دارند، بوده ایم، کسانی که جماعات تکفیری خارج شده از دین را تحریک می کنند، جماعاتی که نماینده خوارج امروزی هستند و روز به روز بر جنایات خود می افزایند. ما امیدواریم این شخص از جمله افراد تاثیر گرفته از آن جهات مشخص نباشد اگر چه در گفتار و اتهام به میراث شیعه شبیه به آنان سخن گفته است.
حقیقت غبر قابل انکار در میان اهل علم این است که شیعه میراثش را از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) گرفته و این مذهب، خالص ترین میراث دینی در تاریخ اسلامی و به دور از هر گونه تحریف و انحراف جریان های تاثیر گذار بر اسلام بوده است.
زیرا مکتب شیعه به دور از سازمان های حکومتی و سلاطین و خواسته های فاسد آنها نشأت گرفت و رشد نمود و پاکترین و باتقواترین و دانشمندترین مردم و شاگردان اصیل اهل بیت علیهم السلام آن را به نسل های آینده انتقال دادند، کسانی که تاریخ و حتی علمای مذاهب دیگر بر راستین بودن آنها و منزلت والایشان گواهی داده است.
یک ویژگی در این میراث اسلامی آن را از بقیه متمایز می سازد و ان این است که شیعه، میراثش را مستقیما از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاک و مطهرش یعنی دوازده امام والا مقام دریافت داشته است، به همین دلیل این میراث، خود نماینده اسلام اصیل و امتداد خط رسالت و شریعت مبارک اسلامی است به نحوی که خود یک معیار تشخیص شمرده می شود.
اگر شخصی که این حقیقت را نفهمد و در بخش هایی از میراث شیعی شک کند به این معناست که وی فقط برخی مصطلحات را حفظ کرده و طعم فقه و میراث حقیقی شیعی را نفهمیده است، فقهای مدرسه اهل بیت علیهم السلام، نسل به نسل در راه حفظ این میراث و دور نگه داشتن ان از تحریف کوشیده اند.
اما در پاسخ به شخصی که ادعا می کند بیشتر میراث شیعه نقل شده از کعب الاحبار و یهود و نصاری و مجوس است باید گفت:
اولا: ما این اتهام را به جز از عمال صدام ملعون نشنیده ایم کسانی که در جنگ بر علیه جمهوری اسلامی گفتند شیعه از مجوس است، تمام دنیا به عداوت و دشمنی صدام و نوکری وی برای سردمدارانش و اکاذیب حزب ضد اسلامی اش آشنا هستند.
ثانیا: در خصوص کعب الاحبار که گفته می شود وی یک یهودی اهل یمن بوده و پس از فوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اسلام آورده و در زمان عمر وارد مدینه شده است، پاسخ این است که تمام کتب رجال و حدیث به وضوح، برائت میراث تشیع از روایت و افکار این مرد را ثابت می کنند، ائمه و اصحابشان خود را از این مرد و روایات و افکار او دور نگه داشته اند.
شیخ کلینی در کافی در یک روایت صحیح السند از زراره از امام محمد باقر(علیه السلام) نقل میکند: زراره می گوید در کنار امام باقر (علیه السلام) در کنار کعبه نشسته بودیم که شخصی به نام عاصم بن عمر از از اهالی بجیله آمد و به امام گفت: کعب الاحبار می گوید کعبه هر روز صبح برای بیت المقدس سجده می کند، امام عرض کردند دروغ است و کعب دروغ گفته و عصبانی شدند.(ج 4، ص 240)
در شرح نهج البلاغه از ابن ابی الحدید نیز آمده است که عده ای از قول امیرالمومنین نقل کرده اند که کعب یک کذاب است(ج 4، ص77) موضوعی که باعث خوشحالی است که مذاهب دیگر نیز بر کذاب بودن کعب صحه می گذارند.
طبری در تاریخش می نویسد: عکرمه می گوید روزی د رکنار ابنعباس نشسته بودیم که مردی آمد و گفت ای این عباس سخنان عجیبی را از کعب در مورد ماه و خورشید شنیده ام این عباس گفت چه شنیده ای؟ مرد گفت: کعب می گوید ماه و خورشید در روز قیامت چون دو گاو به جهنم پرتاب می شوند، ابن عباس با عصبانیت سه بار می گوید: کعب دروغ گفته است، کعب دروغ گفته است، کعب دروغ گفته است... (ج 8،ص 164)
آیت الله شاهرودی هم چنین در پایان به نقل نمونه هایی از ابن کثیر و الذهبی برای اثبات دروغگویی کعب الاحبار می پردازند.
http://hashemishahroudi.org/ar/pages/news.php?nid=164
قول المراجع العظام في العرفان

https://www.youtube.com/watch?v=m-FhiPcIQnI
الکتاب الحوزة العلمية تدين الإنحراف
الكتاب: الحوزة العلمية تدين الانحراف ، کتاب الرائع والمفید للرد علی شبهات التی طرحها السید محمدحسین فضل الله ،،ایضاء تقریباً شامل علی جمیع تواقیع و ردود المراجع العظام فی رد علی فضل الله تأليف: محمد علي الهاشمي المشهدي الناشر: دار الصديقة الشهيدة الطبعة: الرابعة 2010 عدد الصفحات: 514 الحجم: 11.7 M

تحمیل الکتاب
http://www.archive.org/download/237893278923/hawzh-ilmiah.pdf
او تحمیل من هنا
http://alfeker.net/library.php?id=1315
کتاب المشروع التخريبي للسيد الحيدري قراءة موضوعية
قام أحد الأخوة بجمع أهم الاشكالات على کمال الحيدري ورتبها في كتاب بعنوان المشروع التخريبي للسيد الحيدري
المؤلف : أحمد الكربلائي

رابط التحمیل کتاب
http://www.4shared.com/file/s7s6c1AXba/______.html
أقول : ما رأي السيد كمال الحيدري في كلام السيد الخميني قدس سره، هل هو من سلفية الشيعة الذين يُعطون قدسية للسلف تمنع الحركات التجديدية من الوصول إلى أهدافها المرجوة منها؟ نرجو أن يطرح رأي السيد الخميني ويناقشه.
المصدر
کتاب مقالات تدين الانحراف للشيخ علي عيسى الزواد

بسم الله الرحمن الرحيم

او
http://www.4shared.com/office/Lfkw3jHmce/__-3-__.html
کتاب تنزيه المعبود في الرد على وحدة الوجود

المولف: السيد قاسم علي أحمدي
تحمیل لکتاب اضغط علی الرابط ادناه
http://mediafire.com/?389twr6vb98pj7r
او
http://www.4shared.com/office/0Y01sRTR/______.html
او الرابط آخر
http://www.faraerfan.com/files/2011/01/tanzih-fi-rade-vahdate-vojod.doc
او
http://www.4shared.com/office/PUdUyi30ba/_______.html
ﺷﻜﻮﻯ ﻣﻦ ﺗﺠﺎﺳﺮﺍﺕ ﻛﻤﺎﻝ ﺍﻟﺤﻴﺪﺭﻱ
شكوى الرواديد والشعراء واشياع الحجة بن الحسن من تجاسرات كمال الحيدري بحق اهل البيت وخصوصا إمام زماننا
http://www.youtube.com/watch?v=OQVzVLyBH6k
او تحمیل من هنا
http://sub5.rofof.com/012tgeuy27/Dow.html
السيد كمال الحيدري : الله ديمقراطي والنبي سليمان (ع) لايفهم ( 2 )
على اساس المرونة العقلية والنفسية وشعورنا بالائتلاف حتى مع من نخالفهم الرأي من اجل أستحصال الثمرة الصحيحة من خلال التعاطي المستمر مع الاختلافات والرؤى الأخرى ، في محاولة منّا إحداث تغيير في الأجادة بالتنقيب والتنقل بين الافكار المتعددة والاراء المتباينة . ورغم ان المرونة العقلية والنفسية والشعور المحايد هي لياقة مكتسبه دائما ما تكون نتاجا حتميا لجهود ذهنية فكرية مبذولة في هذا الاطار تماما ، كما هو حالنا عندما نصبو الى لياقة جسدية عالية أخرى فاننا لن نحصل عليها دون تدريب وممارسة مستمرة لنشاطاتها الرياضية المختلفة ، فكلما مارسنا هذه النشاطات بشكلها الصحيح حصلنا على لياقة جسدية عالية في حين ان ممارستها بطريقة خاطئة قد يؤدي الى نتائج عكسية وهذا ما يحدث تماما مع لياقتنا العقلية التي علينا ان نكتسبها بشكل صحيح ونمارسها بطريقة سوية لتؤتي ثمارها . وعليه فان هذه المرونة والأنفتاح على الآخر هي مكسب حقيقي ندرك به التجديد والاصالة ونمارس به الحركة ونشعر معه بالتلاؤم والانسجام .
أن المرونة الفكرية أشبه بالمَلكَه التي يرثها الشخص من أبويه أي ان هنالك أناس وهبهم الله سبحانه حسن الدراية وتقليب الأمور وطول النفس فإذا أجتمعت الملكة مع العلم الرصين أنتجت شخصية متزنة تنظر للماضي والحاضر والمستقبل بعين المتبصر مع فهم مقتضى الحال أي أن يُعامل كل فرد ومجتمع بحسب دينه وبيئته وثقافته وفكره وعقله أيضاّ . فالتفكير المرن الصحيح هو قدرة العقل أو الشخص المفكرعلى طرح الأفكار المختلفة بالوقت المناسب لكافة القضايا المعروضة عليه او المطروحة امامه والتعامل معها بِيُسر و انفتاح ومع الأمور المستجدة و المتغيرة و كذلك النظر إلى الوقائع والحوادث من زوايا متعددة و بالتالي إيجاد الحلول الإبداعية للمسائل التقليدية و المستجدة ، وذلك مع الحفاظ على الرؤية المحددة وجوهرها .. و تزداد الحاجة إلى طريقة التفكير هذه في عصرنا الحالي الذي يعج بثورة المعلومات و الاتصال والمتغيرات الهائلة .. ومن باب الحرص نرى لزاما علينا التمتع بهذا التفكير المرن الذي يمكننا من رؤية الأمور بمنظار الغير و التعامل معها بالشكل الأمثل و لكن دون أن ننفصل عن رؤيتنا ومبادئنا الثابتة .. وأن نُمارس هذا النوع من التفكير في جميع القضايا السباسية و الأجتماعية والفقهية والفكرية و هي ميزة حرّة ممنوحة لكل الأفراد والجماعات , فالفرد الذي يمتلك هذا النمط من المرونة والتفكير السليم يحقق نجاحا لنفسه ولأمته ، وكذلك الجماعات وصنّاع القرار في الدول ، فهم أول من يجب أن يمتلك أسلوب التفكير المرن لمواجهة مختلف القضايا و مستجداتها خدمة للصالح العام . على هذه الاساسات كان تناولنا ونقاشنا لبعض آراء السيد كمال الحيدري بدوافع عقلية وعلمية وفكرية مجردة فحسب ، وليس قصدنا الخدش او الأنتقاص من شخصه معاذ الله .
(*)
اولاً :
أ - في فهمه وتفسيره للآية القرآنية الكريمة " حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ "(1) . وقع السيد كمال الحيدري مرة اخرى بالخطأ والوهم والأشتباه! حيث أدّعى أنّ النملة اعترضت على النبي سليمان (ع) . وهذا وهمٌ آخر وقع فيه الحيدري كما في ظنّه وخطأه السابق حيث فسَّرَ تساؤل وأستفهام الملائكة (ع) حول إستخلاف الله سبحانه الأنسان في الأرض إعتراضا أعتبره الحيدري من أشّد الأعتراضات على الله سبحانه مما يعني ان ابليس لعنه الله كان اقل اعتراضا من الملائكة (ع) على الله سبحانه ! . والحقيقة لانعرف كيف فهم السيد الحيدري ان النملة كانت بمقام الأعتراض على نبي الله سليمان (ع) .
فالنقرأ الآية الشريفة مرة أخرى ونرجو من القاريء الكريم ان يتمعَّن جيدا مَعَنا ويرى هل يوجد فيها ما يوحي على الأعتراض ؟ :
( حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ). الحقيقة البيِّنة التي تتجلى للفاحص بكل وضوح هي أن النملة كانت بمقام الأعتذار عن نبي الله سليمان (ع) وجنوده .. بأنهم إن مروا عليهم نبي الله سليمان (ع) وجنوده لم يكن مرورهم عن قصد الإيذاء .. بل يتضح جليا لو أنّهم مروا وحطموا النمل .. فإنما هو يكون بسبب غفلة النمل نفسه وليس لغفلة نبي الله سليمان (ع) وجنوده ! لذلك فهِمَت النملة هذا الأمر فتَنَبَّهت ونبَّهَت النملة النمل بألفاتَهم لهذا .. لنبي الله سليمان (ع) وجنوده لا لقصد ايذاء النبي سليمان (ع) وجنوده النمل . وبهذا يتضح أن لاوجود لأي أعتراض من النملة على نبي الله سليمان (ع) وجنوده اطلاقا .
ب - الجميل في كلام النملة وتأدُّبِها في ما ألهَمها الباري تعالى من حُسن الخطاب أنَّ كلامها على قُصرِه قد اشتمل على النداء والتنبيه وتعيين المنادى بقولها : (يا ايها النمل)، كما اشتمل على الأمر ومتعلقه والمخاطب به بقولها : (ادخلوا مساكنكم)، واشتمل على التحذير والمحذّر وتعيين المحذَّر منه بقولها : (لا يحطمنكم سليمان وجنوده) ، واعتذرت فكان منها كمال الأدب مع نبي الله سليمان (ع) فلم تخص النبي بنسبة عدم الشعور بقولها (وهم لا يشعرون) بل يُفهَم من هذا عدم الشعور كان لجنود نبي الله سليمان (ع) وهذا لا ينافي عدم فهمه كما يدعي السيد الحيدري او يخدش نبي الله سليمان (ع) او يُحل بعصمته ، بدليل تَبسٌّمِه (عليه السلام) ولِفَهمه كلام النملة الأمر الذي أستدعى معه وحقَّ شُكر نبي الله سليمان (ع)عليه الباري تعالى بقوله تعالى : " فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ "(3) . وهذه من مختصّات المعصوم في عقيدتنا ، التي فاتت السيد الحيدري او تناساها ، لأن الانبياء معصومون عن الصغائر والكبائر منزهون عن المعاصي قبل النبوة وبعدها على سبيل العمد والنسيان وعن كل رذيلة ومنقصة وما يدل على الخسة والضعة . وكذلك لا يجوز عليهم الكبيرة ولا الصغيرة لا بالعمد ولا بالتأويل ولا بالسهو والنسيان ، وهذا مذهب الشيعة (2) ) ومن هذا يظهر مخالفة أهل السنة والتأويل للشيعة في عصمة الانبياء حيث جوزوا عليهم المعاصي قبل النبوة وبعدها ، وجوزوا عليهم السهو والغلط والنسيان .
ثانيا :
فسَّرَ السيد الحيدري قوله تعالى (وهم لا يشعرون) بقوله : إن النملة تقول للنبي سليمان (ع) أنت لاتفهم . وهنا أوقعَ المُفسِّر نفسَهُ بمَطب كبير يؤخد ويُسجَّل عليه ، فضلا عن تجاوزه على النبي ! فهو لم يفرق بين ضمير الغائبين وضمير المخاطبين ، ولم يفرق بين ضمير الجماعة وضمير الفرادى ، كما فسر عدم الشعور بعدم الفهم .
ولتوضيح ذلك نقول :
أ - في الآية الشريفة ضمير غائب (هم) ، وفسَّره المفسّر بضمير المخاطب (أنت) . فالنملة كانت تخاطب النمل ولم تخاطب سليمان (ع) وجنوده فالتبس على المفسر ولم يُفرّق بين النمل والبشر .
ب - في الآية الشريفة الضمير للجماعة وفسّرَه المُفسِّر إلى ضمير المفرد . وكان من أدب النملة أنّها لم تنسب عدم الشعور إلى نبي الله سليمان (ع) ولم تخصَّه بالذكر او تذكره في مقام عدم الشعور إلا أن المفسِّر أختلط عليه الأمر ووقع في المحذور وفسَّرَ الخطاب ووجَّهه لخصوص النبي سليمان (ع) .
ويختم المُفسِّر مقطعه بالتشدّق بأن بعض تلامذته يكتب بحثاً في أن القرآن نقل مقولات للكفار والحيوانات والملائكة فهل تُعتبر مقولاتهم هذه حجة أم ليست بحجة ؟ . والذي اعتبر هذا مِن أعقد المسائل القرآنية ، وهذا البحث يقوم به أحد تلامذته والذي يُشرف عليه ايضا أحد تلامذته . فاليتأمل المُتأملون والباحثون في عظمة هذا الرجل كيف أن كاتب البحث أحد تلامذته والمشرف على البحث أيضا أحد تلامذته ! وإننا نسأل في هذه الأثناء اين هي بحوث هؤلاء التلامذة من نظريات أستاذهم .. وهل نوقِشَت هذه النظريات في بحوثهم ... ؟ .
الكاتب : صفاء الهندي
(1) النمل/18 .
(2) التستري/ إحقاق الحق/ ج2: 198 . الفخر الرازي/ عصمة الانبياء/ ص40 .
(4)النمل/19 .
منقول من الموقع http://www.kitabat.info/subject.php?id=41886
السيد كمال الحيدري : الله ديمقراطي والنبي سليمان (ع) ميفتهم (1)
الكاتب : صفاء الهندي